عشق کشکه


عشق بزرگترین دروغ دنیاست

تکیه کردم بردیوار خاک بر ژشتم نشست دوستی باهرکه کردم عاقبت قلبم شکست

یادش بخیر وقتی چشمامو باز کردم ودیدم وارداین دنیا شدم تاچشمامو بهم زدم دیدم دارم حرف میزنم راه میرم میشنوم یه قلب سالم داشتم واون موقع بود که احساساتم داشت شکل میگرفت یه پلک دیگه زدم دیدم یک نوجوون 14 ساله وشروع یه دوستی اون موقع نمیدونستم همش هوا وهوسه ولی من کسی بودم که تاسرم به سنگ نمی خرد ادم نمیشدم اما بالاخره این بلا به سرم اومد دوباره چشمامو بهم زدم حس کردم یه دردی توی سینمه احساس شکستن وتکه تکه شدن یه چیزی مثل قلبم سعی کردم تیکه هاشو جمع کنم ولی نشد از درد به خودم مینالیدم واشک میریختم هیچکس نفهمید چون همشو میریختم توخودم کم کم شدم 16 ساله وموجودی در ظاهر پلید وبی احساس ولی از درون باقلبی شکسته بودم که کمکم خصوصیات ظاهریم در درونم نفوذ کرد همه گفتن بالاخره یکی میاد تیکه های دلتو بهم وصل میکنه ولی من به کسی تبدیل شده بودم که این حرفاتو کتم نمیرفت فهمیدم که ازخودشون به خودشون باید ضربه بزنی وتصمیم گرفتم هرکی مزاهمه رواز سرراهم بردارم وهنوز که هنوزه نظرم عوض نشده واون موجود پلید درونم بزرگ و بزرگ تر میشه  اخه چه حکمتیه که خدا جنسمذکرو افرید واسه ضربه زدن به ما من یه سرپناه میخوواستم نه یه انتر کسی رومیخواستم که باگرمای وجودش به من عشق بورزه نه سوء استفاده کنه ازهمون موقع فهمیدم که ذات همشون  کثیفه و عـــــــــــشق همش کششششششششششششششکه کشک این مطلبو نوشتم  تا بفهمید پسرا چه حیوونین دوست دارم ازحرصم یه گلوله تو مخشون خالی کنم تا بفهمن شکستن قلب یکی دیگه مثل فرو رفتن گلوله توی اعماق وجودشه  البته این نظر شخصی منه پس هرکی موافقه نظر بده هرکی مخالفه همین الان از این جا بره بیرررررررون

 



نظرات شما عزیزان:

بهار
ساعت12:30---16 مهر 1390
منم مثل توضربه خوردم امابیشتراز یک بار،اشتباه مادخترامیدونی چیه؟اعتماد وتنهاییه که باعث اعتمادمیشه

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نوشته شده در چهار شنبه 22 تير 1390برچسب:,ساعت 16:29 توسط shokouh| |


Power By: LoxBlog.Com